![]() |
||
| Back to Home page | ||
|
خدمت سروران گرامی موفقیت دیگران از آن ماست وقتی درباره اخلاق حرفه ای سخن می گوییم در واقع از یک مسولیت عمیق در برابر مردمانی سخن می گوییم که بر تمامی کسانی که در حوزه اندیشه و فرهنگ قلم می زنند واجب است. هفته گذشته درباره جفایی که طی این سال ها در عین برابری و برادری نسبت به یکدیگر روا داشتیم سخن گفتیم. جفایی که برآیند بخل و حسد عده ای معدود اما اثر گذار است. مهمترین اخبار هفته گذشته پیروزی های«باراک حسین اوباما» نامزد دموکرات انتخابات ایالات متحده، خداحافظی افشین قطبی با فوتبال ایران، استقبال از سخنرانی های دکتر حسین الهی قمشه ای در ونکوور و ... بودند. در این میان چند نکته در راستای این سه خبر به نظر می رسد که می باید پیرامون آن داد سخن سر داد.
پیروزی های چشمگیر باراک حسین اوباما در
انتخابات مقدماتی ایالات متحده رفته رفته سران حزب دموکرات را قانع ساخت که با
توجه به محبوبیت خانواده بیل کلینتون مصلحت اندیش باشند و بی گدار به آب نزنند.
آمریکایی ها در طول تاریخ ثابت کرده اند که نباید مصلحت کشور را فدای فرد کرد و
آنچه برای آینده کشور مفید است همان را در پیش می گیرند و از این رو حال با
پذیرش برتری و محبوبیت شخصیتی مثل اوباما موفیقیت وی را موفیقیت خود و ایلات
متحده دانستند . اوبامایی که چند ویژگی منحصر به فرد دارد و همین ویژگی هایش
سبب شده تا شمار طرفداران خود را میلیونی کند. سناتور سیاست مدار که با حضورش
در این میدان شگفتی عمومی جهان را برانگیخت و با ارائه برنامه هایش طرفداران
خود را از مرزهای آمریکا فراتر در حالی که هیلاری کلینتون ادعا می کند که اکثریت رای های مردمی از آن بود. با این حال این اعداد و ارقام جای بحث و بررسی دارند. حدود 150 نفر از نمایندگان انتصابی حزب دموکرات در هیاتهای ایالتی هنوز تصمیم نگرفته بودند که از کدام کاندیدا حمایت خواهند کرد،اما دیشب دموکراتها نامزدشان را مشخص کردند. اما این چه ارتباطی به دانستینیها و ما ایرانیان دارد باید قدری صبوری به خرج دهیم و این یادداشت را تا به آخر پی بگیریم. گفتیم هفته گذشته افشین قطبی که با فراز و نشیب های فراوان بالاخره توانست پرسپولیس را قهرمان باشگاه های ایران کند و همه در فکر خود سال خوبی را برای پرسپولیس در جام باشگاه های آسیا با قطبی دیده بودند، به یکباره تصمیم به جدایی گرفت. البته کسی نمی داند که دلایل اصلی جدایی قطبی چه بود چه شد ولی چیزی که مهم بود عدم توانایی و ظرفیت فوتبال ایران در نگه داشتن یک مربی بزرگ بود که بسیاری از مربیان ما در طول یک فصل چیزهای زیادی از او آموختند. قطبی که در طول 10ماه حضورش در پرسپولیس تحولات بسیارعظیمی در این باشگاه انجام داد و حتی این تیم را بعد از شش سال قهرمان لیگ کرد، امروز به جایی رسیده است که می گوید مطمئنم اگر بمانم در فوتبال ایران به مشکل خواهم خورد. قطبي نزديك به سي سال يعني از 13 سالگي در ایالات متحده رشد كرده و فرهنگي ديگر بر او حاكم شده اما وقتي به ايران مي آيد فارسي حرف ميزند.سعي مي كند به تیمش متعصب باشد و تیم پرسپوليس و هواداراش را به خوبی و حرفه ای بشناسد. اما ايراني بودن قطبي با ايراني بودن بسیاری بقيه قدری فرق مي کرد. او با شخصيت،مودب،با وقار و خوشرو بود. در بدترين موقعيت لبخند ميزد، به كسي توهين نمي كرد، كسي رو خرد نمي كرد، به كسي بي احترامي نمي كرد و وقتي مورد بي احترامي قرار می گرفت بي جا عصبي نميشد و سعي مي کرد تنها لبخند بزند. در شکست ها صبوری به خرج داد و شکست را پذیرفت. از توفیق دیگران خرسند و شادمان بود. وقتی علی دایی به ناگهان جای او را در تیم ملی گرفت، در کمال خونسردی گفت این یک موفقیت برای فوتبال ایران است و من از این رو خوشحالم. توجه کنید افشین قطبی موفقیت دایی را در تیم ملی موفقیت فوتبال ایران میداند و آن را برای تمامی ایرانیان می داند، حزب دموکرات با وجود تمام محاثبات و شهرت خانواده کلینتون برای موفقیت آمریکا برای نامزدی نهایی اوباما قانع می شود!!! جلسات سخنرانی دکتر حسین الهی قمشه ای طی هفته های گذشته در شهر ونکوور برگزار شد. جلساتی که بی شک تمامی شرکت کنندگان در آن را به راهی راست هدایت می کند. جلساتی معنوی که بی شک تمامی کسانی را که در آن حضور پیدا می کنند را به اصولی انسانی در مکاتب مولانا،حافظ، و سایر مشاهیر نامی ایران رهنمون می سازد. ما طی این سالها جلسات بیشماری را در این دیار بر پا کردیم که بعضی ماندگار بودند و باقی راه به جایی نجستند و تلاششان جز منافع اقتصادی نبوده است. اما آنها که ماندند و راه بی پایان آموزش در پیش گرفتند و سعی بر آن داشتند تا با معارف آموزشی مفید و موثر را در پیش بگیرند و به مردم بیاموزند که موفقیت دیگران موفقیت خود آنها است. بطور مثال وقتی یک ایرانی در امور بانکی و یا مسکن و یا در تلویزیون داری و یا اداره نشریات موفق عمل کند انعکاس این موفقیت به خود مردم باز می گردد و همگی مردم یکپارچه می توانند از این موفقیت بهره مند شوند و این تنها و تنها در صورتی دست یافتنی است که آن روح بزرگ انسانی ما که به آن شهره بودیم و هنوز نیز هستیم در ما بیدار شود و ما را نسبت به پیرامونمان حساس کند. اینکه با موفقیت یک آوازه خوان،شاعر،روزنامه،تلویزیون و یا یک تاجر موفق چیزی را از دست نداده ایم که امتیازی ارزشمند به ما نیز عطا شده است. پس وقتی منافع یک جامعه در این است که به موفقیت کسی و یا کسانی اذعان کنیم، بی هیچ معطلی و با شتاب این موفقیت را فریاد می کنیم چرا که این موفقیت از آن ماست و تاثیر آن منعکس در زندگی خودمان خواهد بود. بزرگواران بی شک زمین خورن کسی و یا کسانی نمی تواند علامت خوبی برای ما باشد و ما را باید از این موضوع جدا سازد. چرا که تاثیر شکست ها نیز منعکس در زندگی تمامی ما خواهد بود و این نمی تواند نکته جذابی برای یک جامعه کوچک نو پا باشد. پس بیایم شادمانی های یکدیگر را با یکدیگر تقسیم کنیم به جای آنکه دلواپس شادمانی دیگران باشیم. خداوندگار خرد نگهدارتان باد
|